مرتضى راوندى

458

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

حكمران شقىتر و بىرحم‌تر است و مردم را بيشتر قتل و غارت مىكند ، در نزد دولت محترمتر و معتبرتر است . » حاج ميرزا محمود گفت : « خير ، از حكومت هم بهتر كار ملايى است كه خطر حكومت را ندارد ، هرچه مىكند منع و مذمّت ندارد ، معزولى ندارد ، از دخل خود به كسى نمىدهد ، از همه راحت‌تر است و بهتر عيش مىكند . صدر مجلس را مىگيرد ، دستش را مىبوسند . . . از هر تكليف آزاد است . . . برنده‌ترين اسلحه‌اش تكفير است . . . آيا در دنيا از اين طايفه خوشبخت‌تر وجود دارد ؟ » همه تصديق كردند . . . » « 1 » محمد حسن گفت : « آقايان ، اين سخنها محرمانه است بايد حرف حق را در ايران دفن كرد ، ما هم بايد اين كلمات را در اين باغ دفن كنيم . » گفتم : « واقعا تقيه و خوددارى از حق گفتن ، مشكلتر از تشنگى و آب حاضر ننوشيدن است . من در ممالك آزاد به آزادى عادت كرده‌ام . » « 2 » حاج سياح پس از ورود به اصفهان با ظلّ السلطان ملاقات مىكند ، شاهزاده به او مىگويد : « خواهش دارم با من بىملاحظه صحبت بدارى . » من هم از وضع ترقيات ممالك و خرابى ايران شرحى بيان كردم در آخر فرمود : « تو تازه به ايران وارد شده و از اوضاع بىخبرى البته در ايران از نظم و عدل و ترقى و تمدن حرفى بگويى به خرج نمىرود سهل است ، سبب اتهام و گرفتارى مىشود » تشكر نموده گفتم : « اين نصيحت را حاجى معتمد الدوله هم به من كرده است . . . » « 3 » دربار و حكومت مطلقهء ظل السّلطان حاج سياح در جاى ديگر از كتاب خود دربارهء ظلّ السلطان مىنويسد كه او « . . . دربار و سوار و تجملاتى دارد كه براى يك پادشاه بزرگ يك مملكت بزرگ زياد است . هزاران نفوس در حضر و سفر ، هريك براى خدمتى ، معطل از كارهاى لازمه زندگى بشريّت هستند و اينان هريك ، چندين نفر اهل خانه و كسان و بستگان و خدّام دارند . همه بيكار و از اين راه ، معيشت با رفاهيت مىكنند و اندوخته‌ها دارند . تشكيلات شاهزاده معتمد الدوله و هريك از اعمام ، بنى اعمام و برادران و اولاد برادران و اولاد خواهران پادشاه و هريك از پسران شاه و بستگان و اقوام مادرى هريك از ايشان ، از اين قبيل تجملات و اندوخته‌ها دارند و هريك ، املاكى در نقاط مختلف ايران تمّلك كرده‌اند . انسان حيرت مىكند از اينكه

--> ( 1 ) . البته منظور گوينده روحانيون منحرف است ( 2 ) . سفرنامه حاج سياح ، از ص 20 به بعد . ( 3 ) . همان كتاب ، ص 37 .